تسنیم

آنگاه که حضرت حق در کتابش فرمود: و مزاجه من تسنیم...(و می چشند شراب طهور تسنیم را...)

نفحات خوز
 

 

 

یک وقتهایی هست که بعضی اتفاقها رو نمی‌تونی شرح بدی! هرچی با واژگان بازی می‌کنی و توصیف می‌کنی٬ حق مطلب ادا نمی‌شه!

 

مثلا از هرکی که حاجی شده بپرسی "چطور بود؟ خوش گذشت؟" معمولا جواب می‌ده که باید خودت تجربه اش کنی! یا مثلا یه لبخند ملیح می‌زنه که یعنی نمی‌شه توصیف کرد! کربلا و مشهد هم.

یا مثلا بعضی وقتها آدم دلش سنگین می‌شه. تنگ می‌شه. بعد ازش می‌پرسن چته؟ چیزی شده؟! بعد نمی‌تونی بگی چته و دوست داری یه عزیزی حداقل از چشم‌هات بخونه و نپرسه "چی شده"!

یا مثلا از یک جایی دیدن می‌کنی٬ بعد هرچی هم که جَو می‌دی و آب و تابش رو زیاد می‌کنی٬ خوب نمی‌تونی از پس ِ شرح ِ اونجا بربیای! بعد لابد پشیمون می‌شی که کاش اصلا از همون اول نمی‌گفتم!

 

...........................................................

... یا مثلا وقتی نیمه شب٬ کنار ِ رود ِ کارون قدم می‌زنی! هرکاری بکنی نمی‌تونی توصیفش کنی!