هوا دلپذیر شد

 

 

از قبلش تهدید کرده‌بودند که می‌زنیم هواپیما را. فرانسه زیر بار ِ آوردنش نمی‌رفت. روشن‌ضمیری٬ هواپیما را دربست بیمه و کرایه کرده‌بود. توی هواپیما که نشسته بودند٬ -دیده‌ام فیلمش را- خبرنگار می‌آید و در آن اضطراب و دلهره و شلوغی٬ می‌پرسد: چه احساسی دارید؟! مرد٬ سریع می‌گوید: هیچ.

توی مدرسه‌ که جاگیر شده‌بودند٬ توی آن شلوغی که بی‌خوابی بر چشمان همه خیمه زده‌بود٬ وارد اتاقش شدند و دیدند گوشه‌ای نشسته و دارد قرآن می‌خواند.


رهبری بود که در اوج آرامش و سکینه٬ مفهوم اشداء علی الکفار٬ رحما بینهم را در او می‌شد نظاره کرد. ما که ندیدیمش. اما ملالی نیست. چراکه از داشتن رهبر بی‌نصیب نیستیم!

 

..............................................

با وضو در راهپیمایی شرکت می‌کنیم...

 

 

 

/ 5 نظر / 12 بازدید
باجه (سیستم افزایش بازدید)

با سلام وبلاگ خوب و قشنگی دارید و پست های خوبی میزارید اگه خواستید امار بازدید وبلاگتون رو افزایش بدید به ما سر بزنید http://bajeagahi.mihanblog.com

ققنوس

باز میخواهم تورا پیدا كنم با تو شاید خویش را معنا كنم

فاطمه

مطالب وبلاگ و سبک نوشتاریتون رو دوست داشتم . موفق باشین .