مسافر

 

 

در فقه می‌گویند

هروقت دیواره‌های شهر از دید تو پنهان شد، باید نماز را شکسته بخوانی.

هروقت صدای موذن را نشنیدی٬ آن وقت مسافری!

مسافر!

 

مسافر٬ بار و بُنه دارد.

مسافر٬ به شهر خودش پشت کرده است.

تویی که در شهر خودت متوقف شده‌ای٬ اسمت مسافر نیست.

شاید بشود گفت

هروقت پشت کردی به هرچه تو را مشغول کرده و از حقیقت بازداشته‌است٬

هروقت دیواره‌های شهر ِ تعلقاتت را ندیدی٬

هروقت دل‌بریدی٬

آن‌وقت مسافری.

مسافری که مقصدش هم زیاد دور نیست...!

 

 

 

.................................

ما هنوز راه نیفتاده‌ایم

 

/ 8 نظر / 9 بازدید
سیده

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی کاین ره که تو میروی به ترکستان است

مصطفی

سلام این چه سفریه که توش صدای اذان نمیاد....؟

مصطفی

خیر جسارتا ضعف تمثیل رو عرض کردم

ماهی!

به تنهایی گرفتارند مشتی بی‌پناه این‌جا مسافرخانه‌ی رنج است یا تبعیدگاه این‌جا غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد مکن عمر مرا ای عشق بیش از این تباه این‌جا

منجی منتقم

سلام وقت بخیر و ایام بکام، با یه مژده ناب بروزم تشریف بیارید.